اقامت ۴۰ روزه ام در شهری دیگر به پایان رسید و حقیقتا دلم برای بالکن مسخره خانه ام - خانه ی سابق بی در و پیکرم - بیشتر از همه چیز تنگ میشود . بیشتر از محمد و آریا و نسیم حتی . در این مدت چیزهای جدیدی دیده ام ، شنیده ام و حتی خورده ام . ولی باورنکردنی چیز برای من رفتار آدم ها در کار بود . از کم کاری ها و سمبل بودنشان بگیر تا دزدی های کوچک و بزرگ . حالم بد میشود از این حجم از انسان نبودن . کجا بگذارم بروم که حالم را به جای خوب شدن بدتر نکند؟!