خرید بک لینک

دیشب به میم گفتم فردا که برگردم یه گوشه دلم جا میمونه پیشت ! امروز صبح که منو رسوندن فرودگاه آویزون گردنش که بودم احساس میکردم دلم گیر کرده به گردنبندش و نخ کش شده ... تا این که لحظه کارت پرواز گرفتن دیدم اونم کارت گرفت:))) هرچی از مارمولکی این بشر بهتون بگم کم گفتم:))) خلاصه که باهم برگشتیم تهران ... الان رفته خونش تا شب قراره بریم باهم حرف بزنیم ... حرفایی که نشد اون دو سه روز بزنیم ... خواهر میگه بالاخره باید رو در رو بشین با این موضوع ... نمیدونم ... قلبم باهاشه ولی نمیدونم قلبم کافیه یا نه!

برچسب: نویسنده: آناهیتا جعفری تاريخ: دوشنبه 5 اسفند 1398 ساعت: 8:21

صفحه بندی