از نظر روحی احتیاج دارم که الان یک دختر بیخیال می بودم که بزرگ ترین مشکلم ست کردن رنگ لاک و بند کفشم بود ... یا یک صندلی ننویی قهوهای قدیمی توی اتاق مادربزرگ تنهایی که سال تا سال نوه هاش نمیومدن بهش سر بزنن ... هرچی غیر از این چیزی که الان هستم ... و هرجایی غیر از اینجا ...!
چرا ؟ چون اینهمه به در و دیوار زدم وهیچ اتفاقی نیفتاد ... هیچی عوض نشد ... چون یه نفری نمیشه دوچرخه دونفره رو روند ...
برچسب:
نویسنده: آناهیتا جعفری