آخه پاییز یهو میاد ...!*

متن مرتبط با «الان» در سایت آخه پاییز یهو میاد ...!* نوشته شده است

با این که باید عادت کرده باشم تا الان

  • نیلوبلاگ

    نمیتونم انکار کنم که هربار دعوامون میشه یه چیزی تو وجودم میشکنه ... یه قسمتی از قلبم میمیره...!...

    ادامه مطلب
  • تو؟ قبلا ها من بودی ولی الان بیشتر اویی!

  • نیلوبلاگ

    از آن شب ، یک چیزی روی قلبم احساس میکنم . انگار که یک نفر روی سینه ام نشسته باشد و بیخ گلویم را گرفته باشد . از آن شب ، هرچه قدر هم که سعی میکنم نمیتوانم دلم را با تو صاف کنم . و نگرانم که نکند دیگر دلم با تو صاف نشود؟ آخر از چشمم افتادی . و تمام تصورات من را شکستی . آن آدم بی نظیری که فکر میکردم تا آن سوی کهکشان ها پرواز میکند نبودی . خب درواقع تو مال پریدن هم نبودی . فقط ادایش را درمی آوردی . انصافا هم خوب نقش بازی میکردی . از آن شب ، عصبانیت شدیدی نسبت به همه چیز پیدا کردم . چون یادم نمیرود . متاسفم . +نوشته شده در جمعه ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت0:25 توسطRaha | ...

    ادامه مطلب
  • ولی خداوکیلی الان دیگه شیبانی کیو سرویس کنه؟!

  • نیلوبلاگ

    اقامت ۴۰ روزه ام در شهری دیگر به پایان رسید و حقیقتا دلم برای بالکن مسخره خانه ام - خانه ی سابق بی در و پیکرم - بیشتر از همه چیز تنگ میشود . بیشتر از محمد و آریا و نسیم حتی . در این مدت چیزهای جدیدی دیده ام ، شنیده ام و حتی خورده ام . ولی باورنکردنی چیز برای من رفتار آدم ها در کار بود . از کم کاری ها و سمبل بودنشان بگیر تا دزدی های کوچک و بزرگ . حالم بد میشود از این حجم از انسان نبودن . کجا بگذارم بروم که حالم را به جای خوب شدن بدتر نکند؟! +نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت23:35 توسطRaha | ...

    ادامه مطلب