آخه پاییز یهو میاد ...!*

متن مرتبط با «آرام» در سایت آخه پاییز یهو میاد ...!* نوشته شده است

آرام و ساکت و تنها!

  • نیلوبلاگ

    تازگی ها متوجه شدم که بیش تر از چیزی که خیال میکردم با مامان وجه اشتراک دارم . شاید این حقیقت که در تمام زندگی تلاش کردم تا شبیه پدرم باشم باعث شد تا تشابهاتم را با مادرم نبینم . حالا در این نقطه زندگی ، تنها کسی از اطرافیانم که " واقعا " حالم را میفهمد اوست . تنها کسی که چیزی مشابه را تجربه کرده است . چیزی که به گفته خودش همیشه میترسید برای من هم اتفاق بی افتد . چند روز پیش داشتم به احسان میگفتم که روزی که گفتم کار در شهری سوت و کور به من پیشنهاد شده است کوچک ترین امیدی نداشتم که قبول کند . به خاطر همین آنقدر متعجب شدم . شبی که داشتم چمدان می بستم آمد توی اتاق و گفت که اولش سخت خواهد بود ولی ...

    ادامه مطلب