آخه پاییز یهو میاد ...!*

متن مرتبط با «حالا» در سایت آخه پاییز یهو میاد ...!* نوشته شده است

حالا موهامم بوی عطرشو گرفته و من خوشبخت ترینم!

  • نیلوبلاگ

    کاناپه کنار تلویزیون بوی عطر بابا را گرفته ... زانوهایم را جمع کردم و خودم و کتاب جدیدم را توی آن یک ذره جای کنار شومینه جا دادم ... عطر بابا دوره ام کرده و احساس امنیت میکنم ... انگار که توی بغلش نشس...

    ادامه مطلب
  • حالا دیگه نوبت تو شده !

  • نیلوبلاگ

    میدونی؟ اینطوری نیست که من از جنگیدن خسته شده باشم فقط این که این جنگ دیگه جنگ من نیست این میدون دیگه مال من نیست منم دیگه مبارزش نیستم ... به خاطر همین بهت گفتم دیگه نمیجنگم ... چون دلیلی ندارم ... نه که تو برام مهم نباشیا ... نه ! هنوزم میمیرم اگه اشکتو ببینم ... ولی میدونی؟ ارزش نداره برای یکی دیگه بازی کنم ... ...

    ادامه مطلب
  • حالا دوباره باید یه هفته تلاش کنم!

  • نیلوبلاگ

    من عادت ندارم کارامو به خدا واگذار کنم . معتقدم که کار درست پیش نمیره اگه خودم به طور مستقیم تلاش نکنم و اگر خراب شد همه چی هم گناهش مستقیم گردن منه . به خاطر همین وقتی بعد از یک هفته تلاش برای انجام یک کاری درست در لحظه حساس برق میره و همه چی بهم میریزه . وقتی همه زحمتای هفته پیشم دود میشه و میره هوا اونم به خاطر یه اتفاق غیرقابل پیشی بینی . چیزی که من اصلا نمیتونم بپذیرم جمله خیرت در این بوده است . یعنی منظورم اینه که بی خیال! من باید حواسم رو جمع میکردم و همه ی احتمالات رو در نظر میگرفتم . من باید فکر این جاشو میکردم . یعنی اگه به قول شما خواست خدا این بود که این کار انجام نشه کلی راه دیگه ...

    ادامه مطلب